همچنان لحظه های سرد تنهایی میگذرد اماهنوزباورندارم که تنهایم!ً
همچنان عمرمیگذرد اماهنوزباورندارم که دراین دوروزدنیا دوروزآن پرازغم است!
همچنان زندگی سازخودش رامیزند ولی سرنوشت باآن سازنمیرقصد!
همچنان درحسرت بهارنشسته ام اما نمیدانم خزانی زیباتر ازبهار راپشت سرگذاشتم!
این دل لحظه به لحظه بهانه هایش را بیشتر میکند اما نمیداند حتی این بهانه ها نیز دیگر به یاری اونمی آید!
همچنان این لحظه های نفس گیرزندگی رامیگذرانم!
اماهنوزباورندارم که دیگر هیچ امیدی درقلبم نیست،
امیدمن دیروزبودکه گذشت،
امیدمن فرداست که ازفردانیزناامیدم،
دیروزهرچه بودگذشت اما هرچه پیش خواهدآمددیگر نخواهدگذشت ودردلم خواهدماند.
همچنان ازنگاه گل پژمرده درگلدان خشک میفهمم که پرپرم!
همچنان ازآواز بی صدایی پرنده میفهمم که من نیزدرقفسی به بزرگی دنیا اسیرم!
نظرات شما عزیزان:
با خیالی ؛ خالی از با تو بودن ها
دوست دارم به یاد آن روزهای گذشته
در خلوتی
کنج آرام این اتاق خالی
به یاد آن روزگاران
خاطراتم را یاد کنم
.gif)
.gif)