داستان عاشقانه

سر کلاس درس معلم پرسید:هی بچه ها چه کسی می دونه عشق چیه؟

هیچکس جوابی نداد همه ی کلاس یکباره ساکت شد همه به هم دیگه نگاه می کردند ناگهان لنا یکی از بچه های کلاس آروم سرشو انداخت پایین در حالی که اشک تو چشاش جمع شده بود. لنا 3 روز بود با کسی حرف نزده بود بغل دستیش نیوشا موضوع رو ازش پرسید .بغض لنا ترکید و شروع کرد به گریه کردن معلم اونو دید و


گفت:لنا جان تو جواب بده دخترم عشق چیه؟

لنا با چشمای قرمز پف کرده و با صدای گرفته گفت:عشق؟

 

 حتما به ادامه ی مطلب برید.....


ادامه مطلب
[ دو شنبه 18 دی 1391برچسب:, ] [ 11:24 ] [ سارا ] [ ]
ای کاش....

 

ای کاش در دنیا همه ی مردم عاشق بودند،

 

 

 ای کاش دلها در سینه سنگ نبود.

 

 

ای کاش عشق در میان عاشقان فروختنی نبود،

 

 

ای کاش عشق از روی چشمها قابل تشخیص بود.  

 

 

ای کاش...

 

 

ای کاش اشکهای تنهایی شب ، لب می گشودند و از دل عاشق 

 

 

حرف می زدند ، دلی که هر شب چشمانش بارانی است

 

 

ای کاش...

 

 

ای کاش در خواب می دیدمش تا با اشک بهش بگم که عاشقونه

 

 

میپرستمت.

 

 

ای کاش...

 

 

ای کاش ابر  بودم  تا  وقتی  که   به یاد تو می باریدم ، همه 

 

 

می دیدند و شاهد می شدند و شهادت می دادند که چگونه برای 

 

 

رسیدن به تو لحظه شماری می کنم.

 

 

[ شنبه 16 دی 1391برچسب:, ] [ 12:2 ] [ سارا ] [ ]
دوستت دارم

هرچه باشی خوب یا بد دوستت دارم

غزل آغاز شد شاید بدانی دوستت دارم

که حتی لااقل اینجا بخوانی دوستت دارم

ز دل بر خاستم تا در غزل باران احساسم

نپنداری که من تنها زبانی دوستت دارم

از اوج چشمهایت جرائت پرواز می گیرم

زمینی هستم اما آسمانی دوستت دارم

تو را جان می فشانم اگر هزاران بار جان گیرم

هزاران بار با هر جان فشانی دوستت دارم

قسم بر لحظه اعدام بر رگبار مژگانت

به آن زخمی که بر دل می فشانی دوستت دارم

زدی آتش به جانم با کلامی آتشین اما

بدان من با همه آتش بجانی دوستت دارم

درون آیینه با یک نگاه ساده می فهمی

که تنها آنقدر که دلستانی دوستت دارم

به عاشق ماندن و تنهایی و پژموردگی سوگند

که تو حتی اگر با نمانی دوستت دارم

غزل پایان گرفت و من در اینجاخوب می دانم

بدانی یا ندانی جاودانی دوستت دارم

 

[ شنبه 16 دی 1391برچسب:, ] [ 11:58 ] [ سارا ] [ ]
دلم گرفته

 

خدايــــابه خدادلم گرفته

دلم گرفته از این روزگار
دلم گرفته از این روزها که خیلی تاریکتر از شبها شده
دلم گرفته از این شبهای بی ستاره
دلم گرفته از این قاب عکس خالی
دلم گرفته از این گلدونهای بدون گل
دلم گرفته از این انسانهای بدون دل
دلم گرفته از این که می خواهم سکوت را بشکنم اما نمی تونم
دلم گرفته از این که هنوز با کوه سخن نگفته از غصه متلاشی شد
دلم گرفته از این که چه کسی حرفم را خواهد شنید؟
دلم گرفته از این که گفتی میایی ولی نیامدی
دلم گرفته از این که چرا اسمون من سیاه وتیره شده؟چرا؟
دلم گرفته از این که چرا خونه من پنجره نداره؟
دلم گرفته از این که می خواهم بخندم اما نمی تونم
دلم گرفته از این قلم هم مرا یاری نمی کند
قلمی که با ریختن اشکهایم دیگر تاب و توان نوشتن را ندارد
خدایا به خدا دلم گرفته
که می خواهم بخندم اما نمی تونم دلم گرفته از این قلم هم مرا یاری نمی کند قلمی که با ریختن اشکهایم دیگر تاب و توان نوشتن را ندارد خدایا به خدا دلم گرفته
 
[ شنبه 16 دی 1391برچسب:, ] [ 10:57 ] [ سارا ] [ ]
عشق بهترینم

 

دوست دارم تو را در آغوش بگیرم و گریه کنم........

دلم بدجوری هواتو کرده .........

کاش می توانستم دستان گرمت را بگیرم .........!!!

کاش می توانستم از نزدیک در چشمان عاشقت نگاه کنم

اما این فاصـــــــــله بین من و تو نمی گذارد تنها عشقم را از نزدیک ببینم

ای خدا این فاصـــــــــــله را از میان ما محو کن که دیگر طاقتم به پایان رسید....!!!

دیگر طاقت این دوری را ندارم....

عشق پر از درد است اما دوری از عشق پر درد تر از یک درد

است.....!!!!!!

سرنوشت سر به سر اوقات تلخ من نگذار که بدجوری دلتنگم........

دوباره باز من دلتنگم ومثل همیشه تنها یادت، توی

این تنهایی ها سنگ صبور منه .پس.................

عاشقانه چشمهایم را میبندم و تو را در خیالم تصور میکنم نمی دانی که

چقدر خیال تو برایم لذت بخش است ،از هر چیز در این دنیا برایم

شیرین ترهستی پس چشمهایم را میبندم و با تمام وجود احساست

می کنم و می گویم:

دوستت دارم عشق من تو بهترینی

 

[ چهار شنبه 11 دی 1391برچسب:, ] [ 1:13 ] [ سارا ] [ ]
مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ،